معنی اصطلاح Tip Of The Iceberg + مثال و فیلم

معنی اصطلاح tip of the iceberg

معنی اصطلاح Tip of the iceberg بخش کوچکی از مشکلات که قابل مشاهده است می باشد. عبارت Tip of the iceberg زمانی گفته می شود که بخشی از یک مشکل یا مسئله نمایان شده است و گوینده ابراز می کند که این تازه نوک کوه یخ است، یعنی تنها بخش کوچکی است که الان نمایان شده است و بیشتر قضیه هنوز پنهان است.

به عنوان مثال :

▪ The problems that you see here now are just the tip of the iceberg. There are numerous disasters waiting to happen.

مشکلاتی که تو اینجا می بینی تازه شروع داستانه. مصیبت های پرشماری قراره اتفاق بیفته.

سایر معنی های Tip of the iceberg :

  • گوشه کوچکی از چیزی
  • مشتی از خروار
  • چشمه ای از چیزی
  • بخش کوچکی

▪ We get about 2,000 complaints every year and that’s just the tip of the iceberg.

ما هر سال حدود 2000 شکایت می گیریم و این فقط بخش کوچکیه.

▪ Figures show that there have been 700 official burglaries throughout the area, but police believe this is the tip of the iceberg.

آمارها نشان می دهد که 700 دزدی به طور رسمی در سرتاسر (این) منطقه بوده است، هر چند پلیس اعتقاد دارد این تنها گوشه ای از واقعیت است.

معنی کلمه the tip of the iceberg اصطلاح انگلیسی

ارسال یک دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Please select your product
اسکرول به بالا